پرنده تنها
|
آغوش تو به غیر من به روی هیچکی وا نکن منو از این دلخوشی ها آرامشم جدا نکن من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودن کنارت تو بگو به هرکجا پر میکشم منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه چشمای مهربون تو منو به اتیش می کشه نوازش دستهای تو عادت ترکم نمیشه چشمای مهربون تو منو به اتیش میکشه نوازش دستهای تو عادت ترکم نمیشه فقط تو اغوش خودم دقدمه هاتو جا بذار به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار مهر لباتو رو تنو روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من
ساعت زندگی ساعت زندگیم کوک شده دلم از هر چه غمه سیر شده ولی از عشق تو لبریز شده دوریت باعث آزار شده نام تو موج ترانه هام شده که نوایش همه اش ناله شده دل من خسته و افسرده شده چشم من از دوریت گریان شده عشق تو همراه این چند روز شده که دل از دیدن تو شاد شده تا بدانی از فراغت دفن شده لمس دست تو فقط خیال شده شادیت خواسته این دلم شده که صدایت غزل دلم شده دل من با عشق تو دفن شده
قفس شیشه ای توی خواب توی خیالم یه قفس پناه من بود یه قفس از جنس شیشه همه دنیای من بود بیرون قفس میدیدم همه شاد بودن و خندون اما تو این دل تنهام پر اشکو پر آه بود میدیدم قناریها رو که چه خوب آواز میخوندند اما من صدا نداشتم تو دلم نوای غم بود میدیدم پروانه ها رو که روی گلا نشستن اما من گلی نداشتم داشتن گل یه خیال بود بیرون قفس میدیم عاشقای بیقرارو دل من رنجیده میشد چون دلم بی همسفر بود دو تا مرغ عاشق و مست واسه هم هی ناز میکردن شادی دنیا رو داشتن همه غمها مال من بود آسمون ابری شد و تار بارون قشنگی بارید زیر این بارون زیبا قفس شیشه اییم بود دل من طاقت نیاورد مثل بارون تو قفس شد قفس شیشه ای من پر آهو پر درد شد باد و بارون که تمام شد قناری دوباره میخوند من فقط نگاه میکردم چشمون من پر اشک بود آدما از دور میدیدن قفس شیشه اییم رو همه میگفتن چه زیباست قفسم پناه من بود تا که از خواب و خیالم پاشدم با اشکو ناله اشکامو هی پاک میکردم دل من تنها و تک بود پیش خود گفتم که اینا همه اش خواب و خیاله اما تا دورمو دیدم یه اتاق شیشه ای بود
بیتابی از فراقت یا از گریه های شبا نه ام از چه بنویسم.؟ از اینکه میترسم زندگیم فقط خاطرات تو شود میدانی که دوستت دارم و به تو نیاز دارم تو مثل خورشید دلم را گرم و مثل مهتاب روشنگر شبهای تاریک منی تو مثل باران عشقی.تو خود قلبی سکوت تو را میپذیرم اگر بدانم روزی با من سخن خواهی گفت غمت را میپذیرم اگر بدانم روزی در کنار تو شاد خواهم بود مرگ را میپذیرم اگر بدانم روزی به من خواهی گفت دوستت دارم بیا که زندگی من از آن توست .بیا تا جان دوباره گیرم بیا که تنها با صدای دلنوازت آرام خواهم شد دلم گواهی میدهد که میایی و برمیگردی ولی گواهی نمیدهد که من باشم یا نباشم
دریای سکوت گوش کن فریاد پنهانی که راز منو توست گوش کن فریاد دل را که فراغ منو توست که شکست بغض دل ,در اشکهای منو توست که نوای بلبل عاشق نوای منو توست گوش کن عشقی که از, کوچه عشق منو توست که در این وادی غم تنها ,سکوت منو توست گوش کن این راز دل را که زبان منو توست میسپاریم ره میان غم ,که راه منو توست که همه راز دل ما از برای منو توست گوش کن راز سکوت شب ,که راز منو توست راهه دورو انتظار در سرنوشت منو توست گوش کن فریاد این امواج غم , عشق منو توست
شدم بی آشیان بعد از وداعت چشام دریای خون آلوده شد بعد از وداعت دل دردم به سمت نیستی رفت صدای گریه ام تا به خدا رفت بدون تو ببین غم تا کجا رفت گناهم چیست خدایا عشق من رفت دل پاکت همیشه پاک میمونه نمیذاری دلم تنها بمونه همیشه عشق من با تو میمونه ولی دنیا همینجور نمیمونه نمیذاره دلامون تک بمونه
غرور همیشه صدای قلبم........نرسید به گوش قلبت همیشه بودی یه مغرور........تو با اون چشم قشنگت دل من همیشه میخواست.......که بشم مست نگاهت ولی تو ازم گرفتی ......همه اون ناز نگاهت دل من همیشه میخواست......که تو باشی هم زبونم ولی تو اونی نبودی.......که بشم من- هم کلامت لبای گلگونو گرمت ......همه آرزوی من بود ولی تو ازم گرفتی.........همه اون داغ لبانت از نگاه تو میخونم.........که تو فکرت یه فریبه توی حرفات همه نیرنگ........حتی تو فرم سلامت تو بودی که با غرورت........دلمو به غمها دادی دیگه من تو رو نمیخوام........برو تو -خدا پناهت
اشکامو هدیه میکنم به راهی که داری میری میری به رسم روزگار قلبمو با خود میبری تو این شبای سرد و تار میری و تنهام میذاری میگفتی تا نفس داری عاشق و شیدام میمونی میگفتی تو اون دنیا هم منتظر من میمونی جونو دلو دادم به تو گفتم که پیشم میمونی بگو چه جور دلت اومد این دلو تنها بذاری اما تو یار بی وفا رفیق دیگرون بودی به جاده های یخ زده به این دل شکسته ام به روزگار بی وفا به سردی جونو تنم اشکام داره کم میاره برای درد و غصه ام بگو چه جور دلت اومد این دلو تنها بذاری اما تو یار بی وفا رفیق دیگرون بودی به جاده های یخ زده به این دل شکسته ام به روزگار بی وفا به سردی جونو تنم اشکام داره کم میاره برای درد و غصه ام که باعث مردن اون تو بودی تو ای همدلم
با همه ستاره های آسمون دست بکشم توی موهات خیره بشم به اون چشات بهت بگم دوستت دارم سر بذارم رو شونه هات تو آغوشت رها بشم دست بکشم رو گونه هات از عشق هم گر بگیریم لب بذارو روی لبات از فردا و فردا بگیم با اون دلای پاکمون یه جشن کوچیک بگیریم آروم آروم رها بشیم تو رویا و خیالمون تو آغوش هم گم بشیم آرزومه باغچه مون با دست تو جون بگیره گلای سرخ خونمون با عشق تو عطر بگیره آرزومه که یه روز شیشه غم رو بشکنی ماه شب تارم بشی به من ببخشی عشقتو تا همیشه با من باشی
|
About![]()
بالم شکسته_اما میدانم که تو بالم خواهی شد در قفس غم گرفتارم_و تنها عشق تو مرا آزاد میکند میدانم بال شکسته ام را مرهم خواهی بود و میدانم کلید قفس تنهاییم عشق تست بیا که بی صبرانه انتظارت را میکشم Archivesهفته چهارم بهمن 1390هفته سوم بهمن 1390 هفته دوم بهمن 1390 هفته اول بهمن 1390 هفته چهارم دی 1398 هفته سوم دی 1390 هفته دوم دی 1390 AuthorsمانداناLinks
بدوووووووووووووو دانلود
LinkDump
کاربران آنلاین:
بازدیدها : |